عجب عنواني !
الان خودم هم موندم كه چي نوشتم … اولين كلماتي كه به ذهنم خطور كردن . يه چيزي رو اعتراف ميكنم … من رسما ديوونه شدم . خيلي بيخيال ، مرده متحرك .
اگر يدونه كلت بود با يدونه گلوله … شايد … بوم !
پايان زندگي .
آوریل 22, 2008
آلبوم 24 nights
آهنگ wonderful tonight … ملودي زيبايي داره كه فقط با گيتار ليد قشنگ در مياد . عاشقانه ميزنم و حس ميگيرم .
دوستش دارم .
آوریل 21, 2008
درست سال آخري هست كه ميخوام ديپلم بگيرم ! يه ديپلم مسخره و بي مصرف …
ديپلم تجربي رو بايد قاب گرفت و زد به ديوار چون بيشتر از اين بدرد نميخوره ! تازه ممكنه يه روزي بيفته و بشكنه و الي آخر .
اين روزا كه بايد بيشتر به فكر درس و مشق باشم تا يه ديپلم لعنتي رو بگيرم ، اصلا ت*مم درگير نيستش .
لعنت …
آوریل 21, 2008
سر يه دوراهي گير كردم .
* يكي هست كه حاضره با من باشه … من دوستش ندارم .
* يكي هست كه دوستش دارم . ميگن : اگه بهش زنگ بزني حماقته و جوابي جز ، نه، نميشنوي !
يكي به من بگه چيكار كنم ؟!
آوریل 11, 2008
امروز ميخوام كار رو يكسره كنم .
دعا كنيد كه جوابش هرچيزي باشه به جز ، نه . خواهش ميكنم … .
يه دوست :
بابا تو هم دلت خوشه ، خيلي راحت برميگرده ميگه نه ! ت*مت رو درگير نكن …
مگه ميشه ؟! من فكر ميكنم براي يه بار هم كه شده ، اينبار رو بتونم به عشق واقعيم برسم . مينويسم نتيجه رو .
آوریل 10, 2008