Archive for مارس, 2008

سال نو من

سال نو من :

 عيد  ، تعطيلات ، هواخوري ، گيتار ، رفيق قديمي  ، گريه ، خنده ، گوش كردن به صداي گريان پشت تلفن ، تفكر ، حسرت ، تلاش براي رسيدن به شخصي ، انتظار براي پول گنده ، ترس .

 
* عيد امسال من اينطور خلاصه خواهد .

* تعطيلات ،  استفاده مفيدي ندارم .

* هواخوري ، كم و بيش .

* گيتار ، خاك ميخوره ، انتظار براي سيم 1 .

* رفيق قديمي ،اين روزها ميبينمش.

* گريه ، سعي ميكنم … .

* خنده ، كم .

* گوش كردن به صداي گريان پشت تلفن ، Habit

* تفكر ، راه حل براي گفتن چيزي به كسي .

* حسرت ، عشق تو

* تلاش براي رسيدن به شخصي ، خيلي كم ،با اميد زياد .

* انتظار براي پول گنده ، طمع .

* ترس ، از كلمه » نه » .

 

Advertisements

مارس 30, 2008 at 8:43 ق.ظ. بیان دیدگاه

طنز زبان انتقاد جامعه

قبل نوشت :

– من فقط از يك سريال صحبت كردم و هيچگونه نظر شخصي در اين رابطه ندارم . من كاري به اين مسائل ندارم . سر من تا ته زير برفه ! مطمئن باشيد هيچوقت جرات نميكنم امنيت ملي رو بهم بزنم … .

سريال » مرد هزار چهره « رو هر شب دنبال ميكنم . شايد برخي از شما تصور كنيد كه از روي بيكاري و علافي ميشينم پاي برنامه هاي مسخره تلويزيون ملي . لوس بودن و فاقد محتوا بودن برنامه هاي تلويزيون ملي داره بيداد ميكنه و متاسفانه مسوولين حاضر به يك تحول عظيم و سازنده در صدا و سيما نيستن .

شايد صدا و سيما فكر ميكنه با پخش كردن فيلم هاي به اصطلاح جديد هاليوودي به مناسبت هاي مختلف سرمردم رو گرم خواهد كرد تا بلكه دست از سر ديشهاي ماهواره بردارند . من كه اينطور فكر نميكنم و كمتر فردي پيدا ميشه كه ديش ماهواره داشته باشه و فيلم هاي خوب كانال هاي Multivision و Mbc رو بخاطر فيلم هاي پر سان*سور صدا و سيما بيخيال بشه .

. . . داشتم از سريال » مرد هزارچهره » ميگفتم . احتمالا مهران مديري ميخواد با اين سريال چيزي رو برسونه ! اگر شب گذشته سريال رو ديده باشيد متوجه منظور من ميشيد . خيلي جالبه بود …

* نيروي انتظامي خيلي راحت اهالي يك محله رو بدون دليل و حكم بازداشت ميكرد و ميبرد بازداشتگاه . فرمانده كلانتري كه مهران مديري نقشش رو بازي ميكنه ، خيلي راحت دستور زندان ، حبس ، اعدام رو صادر ميكنه و هر زمان كه بهش گوشزد ميكنن اينها كار تو نيست و پات رو از گليمت درازتر نكن ، سعي ميكنه تا به هر شكلي كه شده حذفشون كنه .

* يه اشاره اي كردن به حرف كشيدن از زنداني با قدرت شكنجه و زور مشت و لگد ! به زور كتك از فردي كه خيلي كارهارو شايد انجام نداده باشه 6 كيلو اعتراف كشيدن … اينها چه مطلبي رو ميرسونه به نظر شما ؟

* از بازداشت كردن و بريدن حكم زندان براي نوجوانان هم به مطلبي اشاره كردن .

توي يه صحنه وقتي به فرمانده كلانتري » مهران مديري » ميگن كه اين كارها بر خلاف قانون هست ، فرمانده ميگه : » قانون ؟!! من اين قانون رو عوض ميكنم !‌ من خودم قانون هستم !!! »

پي نوشت :

فقط اميدوارم به مهران مديري رحم كنند و به سرانجام » فرزاد حسني » دچار نشه .

– توي اين جامعه تنها زباني كه احتمال قيچي كردنش كمه ، زبان طنز هست وبس . مجبوريم با اينطور سريال ها حرف دلمون رو بگيم البته با احتياط تمام .

مارس 28, 2008 at 9:59 ق.ظ. بیان دیدگاه

وردپرس ، مثلا / ظاهرا – رايگان

اي مرگ بگيرين با اين سيستم رايگانتون !

يكي نيس بگه واسه چي اسم سيستم رو رايگان ميزاريد ؟! هان … كاري به نرم افزار ورد پرس ندارم و كارش رو خوب انجام ميده و من خودم به شخصه اين رو از مويبل تايپ بيشتر قبول دارم.

اينها تو سايتشون جار زدن پول نديد ، وبلاگ بنويسيد ! سيستم هاي زيادي واسه نوشتن وبلاگ هست ولي خوب من ناچار شدم تو اين سايت عضو بشم فقط بخاطر گل روي ورد پرس ! ديروز داشتم توي مديريت وبلاگ جفتك مينداختم و به هر سوراخي كه ميرسيدم ، فورا دستم رو فرو ميكردم داخل ! « ! ‌»

نيست كه من قبلا روي Css قالب ها خيلي حساسيت داشتم و كلي روي Css و گرافيك قالب كار ميكردم ، خواستم خير سرم بيام فقط 4 تا رنگ رو تغيير بدم … ديدم نوشته براي فعال كردن اين قسمت بايد كوفت (پول) بپردازيد . تنها كاري كه ميشه با اين قالب هاي ضايع كرد ، تغيير عكس هيدر هست و بس.

چه ميشه كرد جز سوختن و ساختن و انتظار كشيدن تا شايد روزي Proclick.org با وبلاگ هاي پرطرفدارش برگرده … .

* صفحه هنر عكاسي بروز شد !

مارس 27, 2008 at 3:03 ب.ظ. 2 دیدگاه

ريش !

. . . از لج منم كه شده بالاخره رفت ريش گذاشت ! چند روز پيش صحبت ميكرديم كه گفتم بيا و اين يبار رو بيخيال ريش و پشمت بشو ، همش رو بزن بره . برگشت با يه حالت خاصي گفت :  » ميخواي برم كله ام رو هم كچل كنم ؟!!‌ » . منم با كمال پررويي گفتم بد نميشه ها !

با ريش پروفسوري باحال بود صورتش … حالا رفته واسه من ، نميدونم رو چه حساب و رو چه كتابي … رفت و بعد از 2 سال ريش حزب اللهي گذاشت ! جرات نكردم بهش بگم چرا از اين مدل ريشها گذاشتي ؟! خدارو چه ديدي … شايد از سر لج هم كه شده رفت و از اين ريشها كه ملاها ميزارن تا زير شكمشون بياد پايين، گذاشت ! ما كه شانس نداريم . . .

مارس 27, 2008 at 10:58 ق.ظ. بیان دیدگاه

ديوونه هاي عاقل نما !

* من ، يه ديوونه ام مثل بقيه ديوونه هايي كه سعي ميكنن خودشون رو سالم جا بزنن و برن ميون مردم و كم كم توي اون همه شلوغي گم بشن و بعد ناپديد ! وقتي با دقت به اطرافت نگاه ميكني … ميگي : » وااااااي ! چقدر ديوونه دور و بر من بودن و من ديوونه خبر نداشتم ! » ديوونه هاي عاقل نما ! چه عبارت مجهولي … ديوونه اي كه مثل افراد عاقل قدم ميزنه ، كتاب ميخونه ، عاشق ميشه و در نهايت ميميره … .

مارس 26, 2008 at 2:57 ب.ظ. ۱ دیدگاه

اول سلام ، دوم …

يه سلام گرم به دوستان وردپرسي ! سال نو همگي شما مبارك باشه و آرزوي بهترين هارو براتون دارم … .

اصلا فكرش رونميكردم كه يه روزي كار من هم به سرويس رايگان وردپرس بكشه ! نميدونم چرا اينطوري شد ؟ من كه 3 تا وبلاگ روي سرور سايتم داشتن فعاليت ميكردن ! بخاطر خودخواهي من همه وبلاگ ها بسته شدن و حاصل قعاليت چندين ماهه خودشون از بين رفت .

راستش رو بخواين خودم هم خيلي از وضع ناراحتم … سرويس رايگان وردپرس افتضاحه و خيلي محدود كرده ما وبلاگ نويس ها رو … . به هر حال فعلا همينيه كه هست و اگر دوباره سرور رو راه اندازي كردم در همين وبلاگ اعلام ميكنم .

ياد خاطرات و 180 تا پست كه طي 11 ماه براشون زحمت كشيدم و پر خاطره بودن خوش …

خدا بيامرزدت Proclick.org

محمدحسين اسدي .

 

مارس 25, 2008 at 3:27 ب.ظ. بیان دیدگاه